پاسخ بزرگان

سلام
آمدم تا یادداشت کنم و بگویم گاهی می توان حتی از سعدی نیز در یافتن پاسخ سئوال یاری گرفت.

در جامع بعلبک[۱] وقتی کلمه ای همی گفتم بطریق وعظ با جماعتی افسرده دل مرده ره از عالم صورت بعالم معنی نبرده دیدم که نفسم در نمی گیرد و آتشم در هیزم تر اثر نمی کند دریغ آمدم تربیت ستوران و آینه داری در محلت کوران ولیکن در معنی باز بود و سلسله سخن دراز در معانی این آیت که ‘ وَ نَحنُ اَقربُ الیه مِن حَبل الورید ‘ سخن به جایی رسانیده که گفتم:

دوست نزدیکتر از من بمن است        وینت مشکل که من از وی دورم
چه کنم بــا که توان گفت که او        در کـــنار من و من مهجــورم

من از شراب این سخن مست و فضاله[۲] قدح در دست که رونده ای بر کنار مجلس گذر کرد و دُور آخر دَرو اثر کرد و نعره زد که دیگران به موافقت او در خروش آمدند و خامان مجلس بجوش.گفتم ای سبحان الله[۳] دوران باخبر در حضور و نزدیکان بی بصر دور.

فهم سخن چو نکند مستمع        قوّت طبع از متکلم مجوی
فسحت[۴] میدان ارادت بیار        تا بزند مرد سخنگوی گوی

۱.نام شهری در شام ، ۲.پس مانده،زیاده از هر چیزی ، ۳.پیاپی ذکر کردن نام الله را ، ۴.فراخی

گلستان سعدی،باب دوم،حکایت یازدهم

۲ پاسخ به “پاسخ بزرگان”

  1. Hello!
    buy viagra ,

  2. Hello!
    viagra online ,

نوشتن پاسخ