ارسال شده در ۹م, اردیبهشت ۱۳۸۷ توسط mobin
سلام
دیرزو بین کلاس تئوری پردازش تصویر و آزمایشگاه پردازش تصویر رفتم پارک کنار دانشگاه و یکی از میزهای شطرنج رو برای نشستن انتخاب کردم،یک نفر بودم و مهره ی شطرنج هم نداشتم برای همین کاغذ و قلم رو در آوردم و شروع کردم به کار روی الگوریتم برنامه ای که می بایست در طول ترم […]
دستهها: یادداشت های پراکنده | بدون نظر »
ارسال شده در ۳۰م, فروردین ۱۳۸۷ توسط mobin
خـدایـــا،
موفقیت، توفیق بندگی تـوست
توفـیـق بندگـیـت را نصیبم گـــردان!
من از آن روز که در بند تو ام آزادم *** پادشاهم چو به دست تو اسیر افتادم
دستهها: یادداشت های شبانه, یادداشت های پراکنده | ۱ نظر »
ارسال شده در ۳۰م, فروردین ۱۳۸۷ توسط mobin
سلام
قطعه ی ادبی زیبایی رو قدری پیش در صفحه ی ۳۶۰ یکی از دوستانم به اسم محمد دیده بودم،به واقع لذت بردم.امروز دوباره همین قطعه در وبلاگی با عنوان شرایط مرزی به چشمم آشنا اومد که گفتم برای خودم یادداشتش کنم.
گفتمش: دل میخری؟!
پرسید چند؟!
گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.
خنده کرد و دل ز دستانم ربود
تا […]
دستهها: یادداشت های روزانه | بدون نظر »