ارسال شده در ۱۳م, شهریور ۱۳۸۷ توسط mobin
سلام
امروز این سعادت نصیبم شد تا بعد از ملاقات دوستی در دانشگاه تا میدان انقلاب با او همسفر باشم.به واقع نوشتن و مصاحبت با اهل فکر تاثیر بسزایی در هدایت اندیشه در مسیری هموار تر را دارد چرا که هنگام نوشتن نیاز به قطعیت و در مصاحبت نیاز به منطق خواهد بود و همین امر […]
دستهها: یادداشت های شبانه | ۲ نظر »
ارسال شده در ۲۵م, تیر ۱۳۸۷ توسط mobin
سلام
شاید شیرین ترین و آرامش بخش ترین کلام برای هر فارسی زبان،اشعار مولانا باشد و بس…
من مسـت و تـــو دیــــوانـــه مـــا را کـــه بـــرد خـانـه
صــد بــــار تـــرا گفتـــم کــم خــور دو سـه پـيـــمـانـه
در شــهر يـکـــي کـــس را هشـيــار نـمي بـيـــنـــم
هــــــر يـک بـتر از ديــــگــر شـوريـــده و ديـــــــوانــــه
جـانــــــا بــه خــــرابــــات آ تا لـذت جــان بــــيــنـــي
جان […]
دستهها: یادداشت های شبانه | ۶ نظر »
ارسال شده در ۳۰م, فروردین ۱۳۸۷ توسط mobin
خـدایـــا،
موفقیت، توفیق بندگی تـوست
توفـیـق بندگـیـت را نصیبم گـــردان!
من از آن روز که در بند تو ام آزادم *** پادشاهم چو به دست تو اسیر افتادم
دستهها: یادداشت های شبانه, یادداشت های پراکنده | ۱ نظر »
ارسال شده در ۳م, فروردین ۱۳۸۷ توسط mobin
سلام
نه ساعت نخریدم،هدیه هم نگرفتم…فقط امروز صبح که از خواب پا شدم تعجب کردم! بیشتر روزها دور و بر ساعت ۹ بیدار میشدم اما امروز ساعت رو که نگاه کردم دیدم چیزی تا نهار نمونده.امسال ساعت ها جلو کشیده شد اما سخنگوی دولت “آقای الهام” گفته که تمام تلاشمون رو می کنیم تا روال سال […]
دستهها: یادداشت های شبانه | ۳ نظر »
ارسال شده در ۲م, فروردین ۱۳۸۷ توسط mobin
سلام
امروز با چند تا تیکه چوب که از قبل بریده بودمشون یه خونه برای پرنده ها درست کردم:) که تا اندازه ای قشنگ شده، می خواستم یه عکس ازش بگیرم و بگذارمش اینجا تا شما هم ببینیدش اما هوا تاریک شد و امشب امکان گرفتن عکس مناسب ازش وجود نداره.
برای سال جدید دو تا آرزو […]
دستهها: یادداشت های شبانه | بدون نظر »
ارسال شده در ۳م, اسفند ۱۳۸۶ توسط mobin
سلام
با خودم گرفتم اگر بازهم منتظر فرصتی مناسب برای نوشتن باشم شاید باید برای همیشه از فکر نوشتن بیرون آمد…
دستهها: یادداشت های شبانه | ۱ نظر »
ارسال شده در ۳۰م, دی ۱۳۸۶ توسط mobin
سلام
امروز عصر احساس سنگینی می کردم قلبم نامنظم میزد و انگار یه چیزی گلوم رو فشار می داد… هنوز هم یه کم سرم سنگینه،احساس خوشایندی نیست.
[…]
برایند افکار و حالات روحی امروز من یک پیکان است،فلشی که در دو راهی “سادگی و آرامش” و “نیرنگ و آسایش” به سادگی و آرامش اشاره می کند.در اینجا و […]
دستهها: یادداشت های شبانه | ۳ نظر »
ارسال شده در ۱۹م, آبان ۱۳۸۶ توسط mobin
سلام
تصویرهای زیر مربوط به فروردین ماه امسال ( ۱۳۸۶) هستند…
دکتر حسین الهی قمشه ای را می بینید که چهار زانو روی مبل نشسته : ) بعضی رفتارها اقتضای بزرگی و معرفت (شناخت) هستند، به همین خاطر هست که چهار زانو نشستن روی مبل برای خیلی از ما ها حتی در یک میهمانی دوستانه و […]
دستهها: یادداشت های شبانه | ۱۱ نظر »
ارسال شده در ۱۶م, آبان ۱۳۸۶ توسط mobin
سلام
امروز عصر قدر یه دنیا مطلب تو ذهنم بود که بنویسم،گفتم میرم بیرون و میام مینویسمشون ،حداقل یکیشو… ولی نمیدونم چرا الان حس نوشتن هیچ کدومشون نیست.خیلی خوب شد category یادداشت های شبانه رو درست کردم ، به واقع شب و روز ۱۸۰ درجه با هم توفیر دارند!
امشب خیلی دوست داشتم از خواننده ی […]
دستهها: یادداشت های شبانه | ۸۹ نظر »